دل,دل تو را می خواد. چه جوری حرمت بیاد

شنیدین میگن صبر لبریز میشه؟ ای خدا صبر من هم اندازه ای داره.
صبر دیدن بین الحرمین و اون ضریح شش گوشه...
دیگه وقتی جلوم از کربلا می گن دوست دارم فریاد بزنم که نگید یا که کم بگید!
گنهکارم. میدونم. اما یاد گرفتم امید داشته باشم به کرم اربابم
به همون علی اکبری که تا عمر دارم خادمش هستم حتی رویای شب هامم شده کربلا.
آقا به جون هرچی مرده دلم بدجور هواتا کرده
دلم می سوزه که دوباره بوی محرم به مشام میرسه اما من حرم را ندیدم. آخ کربلا.....!!!
مدد مدد یا رقیه(س)
ایشاالله یک شب جمعه برم حرم با رقیه(س)
آقا ممنون که چایی هیئتت را به من چشوندی اما جان رقیه بذار بهتر مستی کنم و یه ذره تربتم بده
آخه آقا جون بدی من سنگین تره یا خوبی شما؟ آخه آقا چه لحظه ای از دیدن ضریح تو شیرین تره؟
آخه آقا مگه خون کبوترات از خون من رنگین تره؟ ارباب من, آقای من, من برای تو گریه می کنم تو برای من
من که مردم آقا, تو را جان علی اصغر کربلات را نشون بده
یوسف نیستم اما افتخار بده و شما بشو خریدارم آقا....
اللهم ارزقنا کربلا
********************************************************************************
پ . ن .1. شکر خدا که نان شب ما حسین شد/ ممنون لطف مادر این خانواده ایم
داریم با حسین حسین پیر می شویم/ خوشحال از این جوانی که از دست داده ایم
پ . ن .2. پدرش در رکوع بود که سائل آمد و انگشتریش را بخشید... به پدرش رفته بود. خودش,انگشترش را می بخشید اگر امانش می دادند...
پ . ن .3. عکس بین الحرمین را که به دیوار اتاقم می زنم... پشت ضریح میروم و زار میزنم!!!
(انشالله با رفقا اربعین کربلا)
اگه خدا مدد کنه کرببلا را ببینم میرم یه گوشه حرم مثل گداها میشینم
از اولش تا آخرش رو خاک بین الحرمین سر میذارم ،داد میزنم آقام حسین، آقام حسین
*******************************************************
انشاا...
(انشالله با رفقا اربعین پای پیاده تا کربلا)